روستا

دیروز،امروز،فردا

روستایی به رنگ آبی

جودپور(Jodhpur)،بزرگترین روستا در ایالت راجستان هند است که خانه های آبی رنگ در آنجا به وفور دیده می شوند ولی از دلیل واقعی انتخاب رنگ آبی بصورت همگانی آنهم برای محل سکونت اهالی، اطلاعی در دست نیست.

این مطلب در بیش از 238,000 وبلاگ و وبسایت ایرانی نوشته شده است.این در حالی است که اگر عنوان Jodhpur را در Google جستجو نمایید در خواهید یافت که Jodhpur روستا نیست بلکه دومین شهر بزرگ در ایالت راجستان هند است.این شهر در فاصله 335 کیلومتری از مرکز ایالت،جایپور(Jaipur) قرار گرفته است.جودپور با داشتن صدها قلعه،قصر و مجسمه یکی از مقاصد گردشگری هند به حساب می آید.مهران گارح(Mehrangarh)برج و باروی مشهور شهر است که ساختمان های آبی رنگ عموما پیرامون آن توسعه یافته اند.جودپور در طول سال آسمانی صاف و آبی دارد لذا به آن شهر خورشید(Sun City ) می گویند.این شهر به شهر آبی(Blue City ) نیز شهرت دارد.


"روستای خشک"

روستای خشک در فاصله 90 کیلو متری شمال شرقی بیرجند،45 کیلو متری جنوب شرقی قاین و 33 کیلو متری جاده اصلی مشهد-بیرجند واقع شده است.خشک دارای آب و هوای معتدل و کوهستانی می باشد.آب آن از قنات و محصول آن غلات و زعفران و شغل اهالی زراعت و مالداری و راه مالرو است .این روستا یکی از مناطق اسماعیلی نشین منطقه قهستان بوده و نسبت به سایر روستاهای منطقه جنبه مرکزیت دارد.در"معجم البلدان یاقوت حموی" در ذیل کلمه خشک چنین آمده است: الخشک باب من ابواب هرات.(خشک دری از درهای هرات است)اولین مسلمانی که در روزگار فتوحات اسلام به آن وارد شد مردی بود که به او عطا ابن ثابت (آزاد شده بنده لیث)می گفتند از آن زمان نام این روستا خشک نامیده شده است
در قدیم خشک به نامهای سبزوار و خلیل آباد نیز مشهور بوده است که از علت تغییر نام آن اطلاع چندانی در دسترس نیست،بنا به روایتی در ابتدا مردم خشک یک طائفه به نام شاه حسین بودند با مرور زمان چهار طائفه دیگر از عرب خانه،دهانه مهرک،پی کوه گل و ایله به خشک آمدندکه این طائفه ها از ترس حمله ترکمن ها با هم در دو قلعه به نام های آقا میر و میرزا کوچک که در وسط خشک، در دل کوه واقع شده بود زندگی می کردندوبنا به گفته ای تمام املاک خشک متعلق به همین دو نفر یعنی آقا میر و میرزا کوچک بوده است و مردم در املاک آنها به کار کشاورزی مشغول بود ه اند.این قلعه ها از طریق راه های زیر زمینی به آب قنات خشک و محله گاو ها راه داشته ودر مواقع خطر مردم از طریق این راه ها رفت و آمد می کرده اند.سر هر قنات یک برج قرار داشته که موقع حمله ترکمن ها به روستا کشاورزان از این برجهابه عنوان سنگر استفاده می کرده اند.
این وضعیت ادامه داشت تا اینکه در یک مراسم عروسی،ترکمن ها به ده حمله می کنند و بعد از کشتن شدن رییس آنها به نام جنبو ،فرار می کنند و دیگر بر نمی گردندو امنیت به خشک بر می گردد و به مرور مردم از قلعه خارج شده و در اطراف قلعه خانه سازی می کنند.آثار تخریب شده قلعه هنوز وجود دارد که چند سالی است که یک تقویت کننده امواج تلویزیونی در کنار آن نصب شده است.
در یک فرسنگی روستا آثار سد عظیمی از گذشته های دور به چشم می خورد.طول این سد حدود 100 متر ،ارتفاع
آن 15 متر و ضخامتش 5 متر می باشد.(بند اَقول) 
 
  

 
 
 
 
 
 
 
 
 

کوچ سنت ها از میان عشایر


طالقان

عکس ها از:علی حمیدیان،حامد ابوالقاسمی


روستای تنگ ماژین و آرامگاه انوشیروان

در تنگ ماژین از توابع دره شهر، دخمه ها و شکاف هایی وجود دارد که یکی از آن ها به غار کول کنی معروف است.


دهانه این غار در محل ورودی حدود 30 متر طول دارد و با توجه به موقعیت استقرار، دسترسی به آن بدون تجهیزات ضرور ناممکن است. در داخل و پیرامون غار آثاری از وجود زندگی در دوران های سنگ به دست نیامده است، ولی در محل ریزش آب حوض کوچکی که از سنگ تراشیده شده وجود دارد که ملاط ان نیز احتمالا از ساروج است. در اطراف این حوضچه اثری که نشان دهنده قدمت آن باشد به دست نیامده است، ولی احتمالا به شهر ساسانی خارج از تنگ مربوط بوده است.

علاوه بر غار معروف کول کنی، در این محل دخمه های متعددی نیز وجود دارد که تعداد آن ها به 12 می رسد و در برخی از این دخمه نشانه هایی از سکونت انسان باستانی مشهود است. جالب ترین دخمه ها شامل سه اشکفت در کنار هم و یک اشکفت بر بالای آن هاست که به غار انوشیروان معروف هستند. در کندو کاو کف یکی از این غارها، یک قطعه سفال از نوع سفال های نیمه هزاره اول قبل از میلاد به دست آمده است. در مورد این غارها، روایتی در بین مردم محل نقل میشود که جالب توجه است و ان روایت چنین است:

مردم محل اعتقاد دارند که انوشیروان به هنگام جان دادن وصیت کرده بود که جسد وی را دور از دسترس دشمنان دفن کنند، از این رو بازماندگانش پس از جستجوی بسیار، این اشکفت را می یابند و جسد وی را در آن دفن می کنند. البته این مطلب نقل قولی ضعیف است و با توجه به زرتشتی بودن انوشیروان دور از حقیقت به نظر می رسد و اصولا تاکنون گوری از شاهان ساسانی دیده نشده است


انار چینی نمونه ای از خودیاری مشاع

بسیاری از آیینها و باورداشتها در گیلان با اقتصاد و معیشت و تولید ارتباط تنگاتنگ دارند که با از میان رفتن شرایط کار و تولید به فراموشی سپرده شده و جز خاطره ‌ای تاریخی چیزی دیگر از آنها در ذهنها باقی نمانده است.

به گزارش خبرنگار مهر در رشت، بسیاری از این مراسمها و آئینها درباره کشت برنج، پرورش دام، صید و صیادی، جشن انار و....هنوز هم به حیات خود ادامه می‌دهند و در روستاها و آبادیهای سرزمین گیلان دیده می‌شوند.

گیلانیها از دیرباز همزمان با شروع برداشت و چیدن برخی از محصولات خود جشنهای باشکوهی برگزار می کردند که یکی از این جشنها به میوه بهشتی و زیبای انار در روستای تاریخی "انبوه " اختصاص دارد.

انارچینی یکی از جشنهای کهن و دیرینه است که مردم روستاهای انارخیز استان به ویژه روستای تاریخی انبوه همزمان با برداشت این محصول اقدام به برگزاری جشن دیدنی انار می کنند.

اشخاصی که از این روستاها مهاجرت کرده اند هنگام برگزاری جشن انار به زادگاه خویش باز می گردند و در کنار دیگر روستاییان در فضایی سرشار از شادی و نشاط به آیین مخصوص برداشت محصول می پردازند.

میوه انار در مناطق فاراب رودبارهمچون روستای تاریخی "انبوه" و "نوده" در سطح گسترده ای به عمل می آید و محصول انار دانه درشت، آبدار و شیرین انبوه از شهرتی فراوان برخورداراست.

همه ساله در میانه پاییز جشن انار در روستای تاریخی " انبوه " شهرستان رودبار برپا می شود و این رسم دیرینه و کهن در فصل رویایی برگریزان، فرصتی مغتنمی برای رونق مضاعف گردشگری دراین منطقه است. 

با این اوصاف باید این فرصت طبیعی که کشاورزی منطقه را رونق بخشیده غنیمت شمرد و طرحی از آن برای توسعه گردشگری درانداخت.

با این ظرفیت می‌ توان تورهای با زمان کم طراحی کرد که نیاز به اقامت هم نداشته باشند و از سوی دیگر می‌توان با طراحی خانه‌ های همجنس خانه‌های بومی این منطقه فرصت اقامت و اسکان توریستها را برای شرکت در جشنواره انار فراهم کرد.

اگر این کار با ابتکارعمل ساکنین این منطقه صورت گیرد و به دور از بلند مرتبه سازی و سری‌ سازیهای مرسوم و بدون ایراد وارد کردن به بافت طبیعی منطقه باشد، می‌ توان در کوتاه مدت هم اقامت توریستها‌ی علاقه‌ مند را ممکن کرد و هم از جذابیت بافت تاریخی وطبیعی این خطه نکاست.

به هرحال آنچه از یک کشاورزی پررونق، فرصتی برای گردشگری ساخته است علاوه بر بحث آیین و مراسم برداشت و شیوه های فرآوری این محصول، قدمت و تاریخ این راه، رسم و طبیعتش در روستاهای تاریخی " انبوه" است.

آیین انارچینی روستای تاریخی " انبوه " و" نوده فاراب" با دعا و نیایش آغاز می‌ شود و پس از آن به همراه موسیقی های سنتی، بازیهای سنتی، جوانان وارد باغها شده و شروع به چیدن انار می‌ کنند.

مردمان این سامان، از انار به عنوان میوه بهشتی و سنبل زیبایی یاد می‌ کنند و می‌گویند:" قبل از چیدن این میوه پربرکت هیچ کس نمی‌ تواند وارد باغهای انار شود ".

معاون فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌ دستی و گردشگری گیلان دراین باره می گوید: جشن "انار چینی" به منظور احیای آداب و سنن زیبای گذشتگان و همچنین توسعه گردشگری از دوسال گذشته در تقویم جشنواره‌های گیلان قرار گرفته است. 

محمد جعفر عابدنژاد افزود: تنوع فرهنگ و اقوام در موقعیت جغرافیایی گیلان، ظرفیت مناسبی برای جذب گردشگر و توسعه این صنعت محسوب می‌شود.

وی گفت: یکی از اهداف مهم سازمان احیاء آداب، سنن و فرهنگهای اصیل مردم است که در دنیای مدرنیته امروز به فراموشی سپرده شده است.

عابد نژاد ادامه داد: فرهنگ اصیل ما جایگزین مناسبی برای فرهنگ غرب بوده و آداب و رسوم ما بهترین جاودانگی ما به شمار می رود و گذشته پرافتخار ما دارای فرهنگ غنی و سرشاری است، ما چیزی کم نداریم که بخواهیم از غرب قرض بگیریم.

روستای تاریخی، توریستی و کوهستانی " نوده " در ۱۸۰‬ کیلومتری جنوب مرکز استان گیلان و ۱۱۶‬ کیلومتری نیمه‌ شرقی شهرستان رودبار و درارتفاع هزار و ۳۲۰‬ متری از سطح دریا واقع شده است.

این روستا دردامنه کوههای البرز شمالی در دل کوه و در امتداد گردنه " نواخان " واقع شده و به لحاظ، موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی، مردم شناسی، باستانشناسی، محصولات کشاورزی و دامی، صنایع دستی و مراسم آئینی از موقعیتهای ممتازی برای رونق گردشگری برخورداراست.

مردم این خطه از استان گیلان به گویش تاتی "فارسی دری" صحبت می کنند و قدمت سکونت انسان در روستای "انبوه" به سه هزار و ۵۰۰‬ سال قبل از میلاد می رسد.

"پل خشتی طاقی" ، "مسجد جامع"، "قلعه باستانی چسیمارود" و "قبرستان باستانی گروچل " از آثار تاریخی این روستاست و قدیمیترین سنگ قبر به دست آمده استان گیلان که متعلق به دوره اسلامی سال ‪ ۴۵۱‬هجری قمری است نیز مربوط به این روستا است


بلغورپزان،نمونه ای از دگریاری

بار دیگر همایشی مردمی از انسانهای خونگرم روستای سنو وروستاهای مجاور در محل چشمه سنو برگزار شد تابه شکرانه آب پر برکت آن که به لطف خداوندوتوجه علی ابن موسی الرضا همه مردم از آن بهره مندند سفره ای نذری پهن کنند وبلغوری بپزند.


صبح جمعه اول خرداد 1388مردم روستا آرام قرار نداشتند پیر وجوان وحتی کودکان با پای پیاده وتعدادی هم باوسایل نقلیه خود را به محل چشمه رساندندتا در ان مراسم شرکت کنندبرخی از مردم از صبح زود برای پختن بلغور در محل چشمه حضور داشتند


این مراسم هر سال باحضور باشکوه مردم برگزار می شودوبه جاست که از حاج محمد حسین نبی زاده که سالهای قبل زحمات زیادی درجهت تداوم این مراسم سنتی کشیده بود یادی شود


سوئیس ایران کجاست؟

سیرچ یکى از چهار آبادى بزرگ بخش شهداد است که در ناحیهٔ خوش آب و هواى کوهستانى بر سر راه شهداد - کرمان قرار گرفته است. فاصلهٔ آن تا شهر کرمان ۸۰ کیلومتر و تا مرکز بخش شهداد ۲۵ کیلومتر است. سیرچ از قدیم محل ییلاق بخش گرمسیرى و کویرى شهداد و آبادى‌هاى تابعهٔ آن بوده و بهارستان نام داشت. ییلاق مذکور در ارتفاع ۱۵۵۰ مترى در درهٔ رودى به همین نام قرار دارد و جمعیت آن در تابستان به علت موقعیت تفرجگاهى به بیش از ده هزار نفر مى‌رسد. سیرچ چشم‌اندازى زیبا، پوشیده از توده‌هاى انبوه درختان دارد. در مرکز سیرچ چندین درخت کهنسال سرو و چنار نیز وجود دارد. 

این آبادى‌ مانند مناطق شمالى کشور پوشیده از درخت است. هوایى مرطوب و خنک دارد و بر روى ارتفاعات قرار گرفته و زیبایى آن مشابه مناظر سوئیس و با همان سرسبزى و فراز و فرودهاست. در قسمت مرطوب سیرچ به علت آب‌هاى فراوان جارى تعدادى از باغ‌ها به باتلاق‌ تبدیل شده‌اند. در این منطقه انواع درختان صنوبر، انگور، انجیر، گیلاس و آلبالو در دامنهٔ کوهسارها لابه‌لاى سنگلاخ کاشته شده است و چون زمین مسطح کم دارد، ‌ کشت مزارع جو و گندم کم یافت مى‌شود، اما از زمین‌هاى محدود و آب فراوان، براى احداث باغ استفاده شده است. این منطقه یکى از قطب‌هاى اصلى جهانگردى استان محسوب مى‌شود.



گورستان 3000 ساله ایراج(ایرج) در روستای رشم

روستای رشم به عنوان یکی از توابع شهرستان دامغان زیباترین روستاهای ساحل شمالی کویر ایران محسوب می گردد. این روستا در جنوب دامغان و در دامنه کوه انارو قرار دارد رشم در فاصله ده کیلومتری روستاهای حسینان و معلمان و سینک و در فاصله 118 کیلومتری شهر دامغان واقع می باشد.

جالب ترین چیزی که به دره رشم عظمت و شکوهی تاریخی می دهد، گورستان این دره است. گورستانی به پهنای تقریبی 200 متر و به درازای یک کیلومتر در جانب شرقی بستر خشک دره رشم. کهن سالترین گورهای این گورستان در قسمت شمال قرار دارند و هر چه به سمت جنوب می رویم از عمر گورها کم تر می شود، تا سرانجام در جنوبی ترین حد گورستان به گورهای رشمی های معاصر بر      می خوریم که در کنار آرامگاه امامزاده عباس قرار دارند. ظاهراً، گورهای حد شمالی مربوط به اوایل صدراسلام هستند و از آن مردمی که هنوز اسلام نیاورده اند. چون جهت آن ها شرقی غربی نیست. در این گورستان عظیم که در طول زمان به کرات غارت شده است و مورد دست برد حفارهای شبانه قرار گرفته است. سنگ های قبرها به صورت هندسی حجاری نشده است، بلکه نام صاحب گور را بر قلوه سنگی بزرگ نقش کرده اند.

با توجه به کثرت گورها و آرایش آنها می توان گمان برد، که در روزگاران گذشته در نزدیکی این دره آبادی و یا شهر پرجمعیتی وجود داشته است. در میان گورهای بزرگ و کوچک گوری یافتیم که سه متر عرض و شش متر طول داشت و اطراف آن را با تخته سنگ های بزرگی جدول بندی کرده بودند. این گور بزرگ از طول به دو قسمت شده است و بر قلوه سنگ بزرگی که در وسط این دو قسمت قرار دارد به خط زیبایی نوشته شده است : «عباسه».

تنها گوری که از بنای مختصری برخوردار بود، گوری بود با یک طاق، چهار پایه آجری، که سقفش ریخته بود و در داخل طاق حفاری وسیعی صورت گرفته بود. کدخدای رشم تعریف می کرد: «پدر بنده می گفت؛ این بقعه را شکافتیم و معلوم شد که پیش از ما هم در اینجا حفاری کرده اند. ما کمی پایین تر رفتیم و چیزی به دست نیاوردیم. به جز یک لوح سنگی که بر آن نوشته بود: میرزا حسین وزیر شداد. این لوحه همچنان به حال خود بود، تا در سال 1340 شمسی چند نفر شبانه ماشین شان را پشت امامزاده نگه می دارند و در این بقعه حفاری می کنند و در قسمت شرق گور، که پشت به میت باشد، برمیخورند به دیواری از ساروج و بعد در حفره ای که به قدر بیست من بار گنجایش دارد، چیزهایی می یابند و همراه سنگ گور با خودشان می برند.» تنها چیزی که دال بر صحت گفته های کدخدا است، آثار حفاری وسیعی است که صورت گرفته است. جالب توجه است که حفاری های شبانه اثری از اسکلت داخل گور بر جای نگذاشته اند. آیا طاقی را که گور می پنداریم مورد استفاده دیگری داشته است، یا حفارها به خاطر برنانگیختن خشم مردم بومی پوسیده استخوان ها را در جای دیگری دفن کرده اند؟ نمی دانیم.

اهالی محل این گورستان را «قبرستان ایراج» می خوانند و آن را از عهد شداد و متعلق به شهر «بی سرخس» می دانند. «ایراج» و «بی سرخس» نام هایی هستند که مارا خیلی به خود مشغول می سازند. با تمام کوششی که کردیم در هیچ یک از منابع تاریخی قابل دسترس نشانی از «بی سرخس» نیافتیم. اما تردیدی نداریم که «بی سرخس» کلید حل معمایی است که دره رشم یا گورستان ایراج و به عبارت دیگر گورستان ایرج مطرح می کند.  


روستایی که در آن گدایی فرهنگ و رسم اجتماعی است.

روستای چِنِشت، (Chenesht) یکی از روستاهای بخش نهارجان شهرستان سربیشه در استان خراسان جنوبی است.

جمعیت این روستا بنا به سرشماری مرکز آمار ایران 1009 نفر بوده که از این تعداد، 620 نفر باسواد می باشند.

این روستا به علت جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری در استان خراسان جنوبی شناخته می شود.

چنشت در میان رشته کوه باقران قرار گرفته و فاصله آن تا بیرجند، مرکز استان خراسان جنوبی، 60 کیلومتر است.
در مورد وجه تسمیه این روستا، چنین می گویند : (در این باره، پی نوشت را نیز مطالعه نمایید)
- به علت وجود 4 رودخانه فصلی در این روستا، نام آن “چند شط” بوده که به مرور زمان تبدیل به چنشت شده است.
 چنشت را هم وزن “بهشت” می دانند، که پیش از این به علت زیبایی طبیعی و وجود 4 رودخانه فصلی و نیز سرسبزی آن، گروهی از دامداران در سالیان دور، این منطقه را جهت سکونت خود برگزیدند و به مرور زمان، نام کنونی را به خود گرفته است.

همانطور که اشاره شده این روستا دارای ویژگیهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی قابل توجه ایست که به اختصار به آن اشاره می شود:

ویژگیهای طبیعی:

روستای چنشت به علت قرار گرفتن در میان 4 رودخانه و نیز کوهستانی بودن آن، دارای باغات و مزارع بسیاریست. آب و هوای آن معتدل کوهستانیست که از زمستانهای سرد و تابستانهای خنک برخوردار است. ارتفاع آن از سطح دریا برابر 2150 متر است.
غارهای تاریخی چنشت:

در این روستا و در دامنه کوه، 2 غار به نام غار چنشت و غار چهل چاه قرار گرفته است.

غار چنشت، در شمال روستا قرار گرفته و بر اثر زمین لرزه های رخ داده در طول تاریخ، پدید آمده است. غار حدود 60 متر طول دارد و عبور از مناطق مختلف آن به سختی امکان پذیر است. در این غار بازمانده اجساد، استخوانهای درهم شکسته انسان ، ابزار و پارچه، چرخ نخ ریسی و ظروف مربوط به هزاره دوم و سوم پیش از میلاد، به چشم می خورد.

همچنین بازمانده اجساد سید حامد علوی و فرزندانش در این غار یافت شد و به بیرون غار انتقال پیدا کرد.

غار چنشت بنا به اسناد تاریخی در سال 614 هجری قمری توسط سیدمحمد مشعشع کشف شد. وی پس از کشف، نسبت به انتقال اجساد سیدحامد علوی و فرزندانش (که از خاندان وی بودند) به بیرون این غار اقدام نمود و آرامگاهی برای آنها در روستای چنشت بنا نمود.

سید حامد علوی و فرزندانش از شیعیان دوران خلافت عباسی بودند که به ناگزیر در این غار پنهان شده و سرانجام توسط سربازان حکومت عباسی در داخل غار کشته می شوند. 

همچنین در غار چهل چاه که در نزدیکی غار چنشت قرار دارد، اجساد 14 نفر مرد، زن و کودک مشاهده می شود که احتمالا
در غار پناه آورده اند و بر اثر گل گرفتن ورودی غار و بستن راه فرار آنها در داخل غار کشته شده اند.

آنچه که شخصا از بزرگان خراشاد شنیدم، چون راه ارتباطی آن زمان چنشت از خراشاد بوده، در دهه 40 خورشیدی، گروهی از زمین شناسان و باستان شناسان آمریکایی و ایرانی را مشاهده می کنند که جهت مطالعات بیشتر غارهای چنشت، به این منطقه می آیند. 

آداب و رسوم:
لباس محلی

لباس مردم این روستا از نوع خاصی است که کمتر در نقاط دیکر استان یافت می شود. البته لباس مردان در چند سال اخیر به لباس سایر مردم منطقه شبیه شده است. اما بزرگان و پیران از لباس دیگری که شامل یک پالتوی بلند که تمام بدن را می پوشد و شال سر و در برخی مواقع از کلاه معمولی استفاده می کنند.


لباس زنان آنها که در نوع خود یک جاذبه است ، از رنگهای شاد و متنوع تشکیل شده و شامل سه قسمت چارقد قرمز یا آبی گلدار، کلاه نقره ای و نقره دوزی شده و پیراهن زنانه به رنگهای سبز و قرمز یا آبی است که امروزه بیشتر در مراسمها از ان استفاده می نمایند.

 حرفه و پیشه:

با اینکه حرفه اصلی مردم روستا، کشاورزی و دامداریست … با این حال، از قدیم الایام برخی مردان این روستا به حرفه گدایی اشتغال داشتند و گدایی جزیی از حرفه برخی از اهالی این روستاست. بوِیژه در فصل زمستان که فعالیت های کشاورزی امکانپذیر نبوده است.

این حرفه نه تنها از جانب اهالی روستا، منفور نیست بلکه شغلی شریف است و نشاندهنده مردانگی یک مرد به شمار می رود به طوریکه خواستگاری از یک دختر در چنشت، نیازمند گذراندن دوره گدایی در شهرهای بزرگ است ، در غیر اینصورت جواب خانواده عروس به خواستگار منفی خواهد بود!


در فصل پاییز و زمستان، مردان چنشت برای انجام حرفه خود به شهرهای بزرگ می روند و تنها زنان، کهنسالان و کودکان هستند که باقی می مانند در نتیجه عملا اداره روستا در نیمی از سال، بدست زنان می افتد.

یکی از آشنایان بنده که قریب به 25 سال پیش به عنوان مدیر و معلم مدرسه چنشت بود، می گوید، در آن زمان تنها مرد این روستا ، من بودم و روستا، روستای زنان بود!

هنوز هم حرفه گدایی در میان برخی از مردان این روستا باقیست به طوریکه گسترده تر، حرفه ای تر و حتی بین المللی شده و بنا به سخن مدیرکل اجتماعی استانداری خراسان جنوبی، برخی در خارج از کشور از جمله دبی، نیز به گدایی مشغولند. 

لازم به ذکر است که حرفه گدایی از سر احتیاج نیست بلکه به صورت یک فرهنگ و رسم اجتماعی درآمده که می بایست توسط اهالی رعایت شود. 


آثار تاریخی:

بافت مسکونی روستا ، آرامگاه یا مزار سیدحامد علوی و فرزندانش، غار چنشت و چهل چاه از جمله آثار تاریخی این روستا هستند.


این روستا به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری استان خراسان جنوبی شناخته شده است در نتیجه به مانند ماخونیک، گردشگرانی از سایر نقاط ایران به این روستا می آیند.


تصاویری از روستای ماخونیک

 

 

 


روستای عشین

ما در سرزمینی زندگی می کنیم که علاوه بر شهر های بسیار زیبا روستا های زیبایی نیز دارد که از آن جمله می توان ماسوله ، ابیانه ، روستاهای مناطق اورامان در کردستان ، عشین در سمنان و  زنوغان طبس نمونه هایی از این دست هست من نمیدونم تا چه حد در مورد این روستا ها اطلاعات دارید دو مورد اول که مطالب زیادی در مورد آن ها ذکر شده است اما من تصمیم گرفتم از روستایی شروع کنم که کمتر کسی نام آن را شنیده است.

عشین :

در حدود 30 کیلومتری شمال غرب شهر انارک واقع در استان سمنان در 29/53 شمالی و 30/33 شرقی روستای عشین قرار دارد. راه دسترسی به این روستا راه انارک به خور و بیابانک است. روستا روی تپه ای با ارتفاع حدود 30 متر واقع  شده و نمای عمومی آن گنبد های گلی است که در امتداد شیب تپه در خط آسمان دیده می شود . یک قطعه سنگی در بالاترین قسمت روستا قرار دارد. روستا چنان با طبیعت هماهنگ است که انگار از تپه روییده است. با دیدن آن نخستین سوالی که به ذهن می رسد این است که چرا در مکانی تا این اندازه خشک سکونت گاهی شکل گرفته است.اما 3 چشمه ی بسیار کوچک و راهی کاروانرو که تا گذشته نه چندان دور ارتباط یزد اردکان و انارک را از طریق عشین و کاروانسرای چشمه آب سفید و قصر بهرام و جاده سنگ فرش به گرمسار و فیروز کوه و ساری برقرار می ساخته عوامل شکل گیری روستا بوده اند.در نزدیکی ان هم معدن مسی وجود داشته که کاروان ها مس ان را به شهر ها حمل می کرده اند و روستاییان نیز با ان ها وسایل مسی می ساخته اند و به کاروانیان می فروختند.

 

سه چشمه ی کوچک با سه استخر که آب روستا و سه قطعه زمین را که بزرگترین آن ها حدود 2 هکتار است تامین می کنند در شمال روستا قرار دارند و آب مورد نیاز کاروانیان را هم تامین می کرده اند. در زیر هر چشمه استخری قرار دارد تا آب شیرین و گرانبهای چشمه ها را در آن ذخیره شود. این استخر ها پر از ماهی قرمز اند. مختصر آب و آبادانی باقیمانده موجب شده است عده ای از بازماندگان عشین که در انارک زندگی می کنند در مواقعی از سال که هوای منطقه مناسب است به این روستا سری بزنند.

اما عشین روی تپه ای مشرف به دشت وسیعی همچنان ظاهر قدیمی خود را حفظ کرده است و با تصویری  که آلفونس گابریل در 70 سال پیش تهیه کرده تفاوت چندانی ندارد. بافت روستا را توپوگرافی تپه شکل داده است و مسیر رفت و برگشت کاروانیان که کاروانسرا قلعه بر سر راه ان قرار دارد شریان اصلی بافت روستا است.

حمام با فاصله ی چند ده متری در پایین تپه در کنار استخر ی کوچک که آب آن سوار بر حمام است قرار گرفته است و از هر کوچه ای از روستا چشم انداز وسیعی از کویر خاموش و بی انتها دیده می شود. ار برج های قلعه می توان تا کیلومتر ها دور تر راه ورودی را زیر نظر گرفت و اگر کسی با ریگ جن آشنا باشد اولین تپه های ریگ در کنار کوه بزرگی قابل روئیت است.

در این روستا سه عنصر اصلی معماری عبارتند از :

 

قلعه کاروانسرا :

 

این نام را به دلیل معماری عجیب این بنا می توان به آن اطلاق کرد،چون شاید نظیر آن را چه به لحاظ فرم و الگو و چه به لحاظ عملکرد در جای دیگری نمی توان سراغ کرد. یک دایره به قطر 16 متر با وتری به طول هشت متر بریده شده و در دو سوی این وتر دو دایره به قطر سه متر قرار گرفته اند.ورودی اصلی با ارتفاعی کمتر از دو متر از میان سر دری کوتاه که قوس آجری آن در میان سنگ های لاشه تضادی از نظم در بی نظمی را شکل داده است ، می گذرد و به دالانی باریک با سقفی از طاق آهنگ می رسدکه امروزه چیز زیادی از آن باقی نمانده است.در دو طرف این این راهرو دو اتاق وجود دارد. دیوار ها و سقف آن چنان در هم آمیخته اند که تشخیص آن ها از هم دشوار است.در گوشه ی هر اتاق ورودی کوچکی به اتاقک داخل برج نگهبانی وجود دارد. دیوار ها با سنگ شکسته ساخته شده است و با کاهگل اندود شده اند ، سقف ها از خشت خام اند و به شیوه ی چهار پرگار پوشش داده شده اند با این شیوه طاق زنی می توان هر پلان نا معینی را پوشش داد. اتاق ها بخاری دیواری داشته اند و پنجره ندارند این می توان نشان دهنده ی استفاده شبانه از فضا باشد.روی هر اتاق اتاق دیگری قرار دارد که آسیب بسیار دیده و راه دسترسی به آن مشخص نیست باقیمانده فضا حیاط بزرگی است که به سه قسمت تقسیم شده است همه چیز نشان می دهد این بنا کاروانسرایی بوده که با شکل و شمایل قلعه ساخته شده است. نباید از نظر دور داشت که بیشتر کاروانسرا ها کمابیش امکانات دفاعی نیز داشته اند.

خانه های روستایی

 

خانه ها اغلب یک اتاق دارند و از ترکیب خشت و سنگ ساخته شده اند گنبد های بسیار بلند به شیوه چهارپرگار سقف این اتاق ها را تشکیل می دهد.خانه ها اغلب پنجره ندارد و نور مورد نیاز را از سقف و سوراخ های ریزی در دیوار ها می گیرد در پشت برخی از خانه ها نیز حیاط هایی با دیوار خستی وجود دارد همچنین در همه ی اتاق ها بخاری هیزمی وجود دارد که حاکی از اقلیم بسیار سرد این منطقه کویری در زمستان است در تابستان هم این اتاق های کور و بسته با سقف های گنبدی بلند کارایی بسیار زیادی داشته اند و ساکنان را از باد های کویری سیاه باد و سرخ باد در امان نگاه می داشته اند.تعداد زیادی طاقچه در دیوار ها نمای عمومی داخل این خانه هاست.

 

حمام:

 

در فاصله چند ده متری روستا در نزدیکی استخری کم عمق که مملو از ماهی قرمز است و آب خود را از چشمه ی کوچکی تامین می کند حمامی وجود دارد که ابعاد آن و کامل بودن الگوهای فضایی آن بیش از نیاز روستاست و حکایت از رفع نیاز مسافران و کاروانیانی می کند که پس از این روستا برای رسیدن به اولین شهر بیش از 5 منزل راه پیش رو داشته اند.

 

( یک منزل حدود 40 کیلومتر است و راهی است که یک کاروان در مدت یک روز قادر به پیمودن آن بوده است.)

 

حمام همه ی فضا های کلاسیک شامل هشتی ورودی ،سربینه ، میاندر،گرمخانه،شاه نشین،خزینه و تون را داراست و جالب اینکه بر خلاف خانه های روستایی تزئینات آهکی دارد.

 

ارزشهای عشین

 

عشین یک نمونه ی معماری روستایی دست نخورده و در آخرین حد و مرزهای اسکان زندگی انسانی در حاشیه کویر است و بازدیدکننده با قدم زدن در کوچه های خود را در گذشته های تاریخی دور احساس می کند .همچنین نشانه ی تلاش بی نظیر انسانهایی است که با منابع آبی بسیار محدود فضای زیستگاهی بوجود آورده اند که نقشی با اهمیت در بقای راه به عنوان شریان تمدن داشته است.از سوی دیگر این سکونت گاه می تواند محل استقرار مناسبی برای آشنایی با اقلیم متنوع کوهستانی ،بیابانی و کویری منطقه باشد و مهم تر از همه نوع خاصی از کویر به نام ریگ در نزدیکی آن است که بیشتر مردم به نام ماسه روان می شناسند. این مشهورترین ریگ ایران یعنی ریگ جن چه به لحاظ فرم و چشم انداز و چه به لحاظ پوشش گیاهی و پوشش جانوری بی نظیر است. در برنامه بازدید از عشین و طبیعت اطراف آن می توان به ابعاد جدیدی از زیبایی های طبیعی دست یافت و یکی از زیباترین و بی نظیرترین روابطی را که انسان با طبیعت بوجود آورده و بعد ها طبیعت آن را غنی تر کرده از نزدیک دید و تجربه کرد.

 


روستای ماخونیک

دشت بزرگ لوت و چشم اندازهای منحصر به فرد آن در کنار ییلاق های کوهستان های شمال خاوری خراسان جنوبی می تواند تنها مأمن امن آنهایی باشد که قصد دارند دمی به دور از قیل و قال زندگی سرسخت شهری در آن بیاسایند و چند صباحی به تماشای تاریخ و طبیعت این خطه بنشینند.

بافت قدیمی خوسف، بناهای تاریخی سربیشه، آسبادهای نهبندان و باغ های قدیمی بیرجند در انتظار گام های مسافران بهاری اند تا سکوت حاکم بر دل کویر را شکسته و پای نقل تاریخ این دیار بنشینند.

مقصد امروزمان روستای شگفت انگیز ماخونیک است که همه ساله محققان، پژوهشگران، مردم شناسان و باستان شناسان زیادی را به این روستا می کشاند. این روستا به دلیل داشتن مردمی با ویژگی های خاص، شیوه زندگی و آداب و رسوم در زمره روستاهای شگفت انگیز محسوب می شود.

● غنای فرهنگی؛ وجه اشتراک روستاییان

وجه اشتراک همه روستاهای با ویژگی مردم شناسی ، غنای فرهنگی آنهاست ولی تفاوت عمده ماخونیک با همه این روستاها از بعد دیگری است. اهالی ماخونیک به نسبت اهالی ابیانه، ماسوله و... در عین تنگدستی و شرایط سخت و طاقت فرسای زندگی به این همه دستاوردهای زندگی رسیده اند. ماخونیک در شرق ایران و در شهرستان تازه تأسیس سربیشه در استان خراسان جنوبی واقع شده است. در جلگه ای به همین نام که متشکل از ۱۲ روستا است و ماخونیک بزرگ ترین و به احتمال قدیمی ترین آنها است و اهالی معتقدند که تمامی این روستاها از ماخونیک منشعب شده اند در اصل همگی یک طایفه و با یکدیگر خویشاوند هستند.

ماخونیک در ۱۴۳ کیلومتری بیرجند (مرکز استان) و ۷۸ کیلومتری سربیشه میان کوه و تپه ها محصور شده است. این روستا در سرشماری آبان سال ۱۳۷۵ متشکل از ۱۰۶ خانوار و ۵۰۳ نفر جمعیت بود. عمده ترین کار و کسب مردم کشاورزی است؛ درحالی که تمامی زمین های کشاورزی آن به ۴ هکتار هم نمی رسد. تازه از این مقدار زمین، روستاهای دیگر نیز شریک هستند و این پایان ماجرا نیست، چراکه این ۴ هکتار در ۳ مزرعه پراکنده است و بیشتر اهالی روستا و روستاهای اطراف هر یک در تمامی این مزرعه ها شریک هستند. به طور مثال مزرعه ۱ /۷ هکتاری ماخونیک که اصلی ترین و یکی از بزرگ ترین مزارع روستا به شمار می آید بیش از ۱۰۰ خانوار شریک دارد.

پس لابد در مزرعه ماخونیک زمین ۱۰۰ متر مربعی وجود دارد اما این هم پایان ماجرا نیست چون در مزرعه ماخونیک زمین ها عین (خوب) و دال (بد) هستند که به همین دلیل مزرعه را چند قسمت کرده اند و هر قسمتی را جداگانه بین تمامی مالکان تقسیم کرده اند و باز چون در موقع تقسیم زمین موروثی حقی از کسی ضایع نشود هر کرتی (Kart) را جداگانه میان وراث تقسیم می کنند و خلاصه کلام این که آنقدر کرت ها را به وسیله مرز خاکی و در دهه های اخیر با سنگ به چند قسمت تقسیم کرده اند که بسیاری از آنها از ۲ متر مربع بزرگ تر نیستند! البته زمین یک متر مربعی هم یافت می شود! همچنین کم نیست کرتی که به واسطه تعدد مالکان ۲ یا ۳ نوع محصول در آن کشت می شود!

● قوانین صد ساله

به طور کلی در همه امور نظم و مقررات خاصی حکمفرماست. تقسیم زمین، تقسیم محصول مالکیت بر مراتع، مالکیت بر زمین های مسکونی، دامداری، مقررات اجتماعی و بسیاری امور دیگر که هیچ یک بدون مقررات نیست قوانینی است که از صدها سال پیش همچنان جاری بوده و کسی توانایی تغییر آن را ندارد و قوانین شهرنشینی و مدنیت امروزی نیز نتوانسته بر آنها تأثیرگذار باشد.

همه اهالی به رعایت این مقررات بدون دشنه و پاسبان پایبند هستند. اختلاف های ملکی که عمده ترین مورد نزاع روستاییان است هم در ماخونیک به ندرت دیده می شود.

در سال های خشکسالی با تعاون و همکاری و باز هم با رعایت مقررات به اتفاق به کشت و کار اشتراکی در زمین یکی از مالکان می پردازند و در هر رشته ای و هر کاری یک سرپرست وجود دارد که قول او برای دیگران حجت است حتی برای کسانی که سرپرستی رشته دیگری را برعهده دارند.

مسکن روستای ماخونیک نیز از وجوه قابل تأمل و در برخی موارد اعجاب برانگیز است. خانه های روستای ماخونیک بعد خاصی نداشته و معمولاً چهارگوش نیستند.

برای ساخت خانه در این بخش چون زمین مسطح کمتر وجود داشته شیب تپه را کنده و زمین را مسطح می کرده اند. برخی جاها خانه ها همکف کوچه هاست و در بالاترین سطح، ارتفاع خانه ها از ۱ /۵ متر فراتر نمی رود. در گذشته برای بستن در ۶۰ تا ۸۰ سانتیمتری خانه ها از تعدادی بوته که با طناب به هم بسته شده استفاده می کرده اند و هنگامی که به داخل خانه می رفتند بوته ها را به دهانه در هدایت می کردند تا از سرمای زمستان در امان باشند.

● خانه آدمی یا خانه نشست

بعدها در ها از تنه درخت و بدون میخ به صورت یک تکه ساخته شده که نمونه های آن هنوز در بافت قدیم مشاهده می شود. به خاطر جلوگیری از وزش بادهای شدید از سمت شمال و شمال غرب و بهره گیری از نور خورشید در خانه ها عموماً به سمت جنوب باز می شوند. دیوار خانه ها با سنگ و گل ساخته شده و سقف را از تنه درختان محلی و بوته می پوشانند. پشت بام خانه ها بیشتر بیضی و آبریز خانه ها از سنگ است. به طور معمول در میان چند اتاقی که بدون حصار در کنار یکدیگر ساخته شده تنها یک اتاق مورد استفاده شخصی انسان قرار می گرفته که به آن خانه، خانه آدمی یا خانه نشست می گفته اند. این خانه که مساحت آن حدود ۱۰ تا ۱۵ متر مربع است. برای نشیمن، خوابیدن، پخت و پز، انبار جو و گندم، کارگاه بافندگی و اتاق پذیرایی به کار می رود و سایر اتاق ها که بعضاً کوچک هستند برای نگهداری حیوانات و انبار علوفه و چغندر استفاده می شود.

عوامل مهم شکل گیری مسکن روستا عوامل طبیعی، اقتصادی و مذهبی است اگرچه نمی توان میان نشانه های فرهنگی یک روستا تفاوتی قائل شد ولی مسکن روستای ماخونیک از خوراک و پوشاک و حتی بسیاری از نشانه های فرهنگی دیگر روستا جالب توجه تر است و نیاز به تعمق بیشتری دارد.

در روستای ماخونیک هیچ معماری ویژه ای به چشم نمی خورد و در نگاه اول هیچ نکته جالب توجهی به نظر نمی رسد. با بررسی بیشتر تفاوت های چشمگیر بافت و بناهای دیگر روستا با روستاهای دیگر نمایان می شود.

روستای ماخونیک از نظر بافت کلی، روستایی مجتمع و توده ای است که در دامنه کوه ماخونیک شکل گرفته است. سنگلاخ بودن و ناهمواری زمین، مسائل امنیتی، رابطه خویشاوندی و شرایط اقلیمی از عواملی هستند که موجب کوچک و مجتمع شدن روستا شده است.

از نظر مسائل امنیتی با توجه به حمله ازبک ها در گذشته، ماخونیک در حصار تپه ها پنهان بوده است. بافت قدیم روستا در دامنه تپه و خانه ها به طور فشرده و در گودی زمین ساخته شده اند؛ به طوری که روستا از داخل رودخانه که در گذشته محل عبور و مرور بوده به هیچ وجه دیده نمی شده است .حتی جایگاه اولیه آنها که در نزدیکی چشمه و قنات بوده است به طور فشرده در لابه لای کوه و تپه ها پنهان شده که نقل می کنند در زمان ترکمن تازی، سگی پارس کرده و محل آنها را به دشمن نشان داده است وگرنه با وجود نزدیکی خانه ها به محل عبور و مرور باز هم روستا از دید آنها پنهان بوده است.

خویشاوندی نیز در بافت روستا تأثیرگذار بوده است. براساس قوانین اجتماعی روستا هر شخصی علاوه بر مالکیت خانه خود مالک محدوده جلوی خانه اش نیز هست و به غیر از خانواده و اقوام نزدیک کسی حق ندارد در جلوی خانه اش خانه ای بسازد که این کار موجب رابطه ای میان بافت روستا و خویشاوندی اهالی شده است.

از نظر شرایط اقلیمی نیز با توجه به سرمای سخت زمستان و کمبود مصالح، خانه ها در دل زمین و به طور فشرده در کنار یکدیگر ساخته شده اند تا بدین وسیله از شدت باد و در نتیجه سرمای زمستان کاسته شده و بر آن غلبه کنند.

روستا روی سه تپه و در کنار دو آبراه که از شمال به سمت جنوب امتداد و شیب دارد، بنا شده است. برج روستا در بافت قدیم روستا و برفراز تپه ای با سنگ و گل ساخته شده است که در مواقع ناامنی اهالی به آن پناه می برده اند.

هسته اولیه روستا در ضلع شمال تا غرب، جنوب غربی و شمال شرقی برج ساخته شده است و مسجد روستا در وسط این هسته قرار گرفته است. در بافت میانه پیشرفت روستا بیشتر به سمت شمال- شرق و غرب صورت گرفته است. در سال های اخیر نیز بیشتر پیشرفت روستا به سمت شرق و جنوب شرقی بوده است.

اینها تنها بیان گوشه ای از جاذبه های طبیعی و تاریخی این استان است؛ به طور یقین نه تنها در این استان بلکه در تمام استان های ایران می توان صدها جاذبه به این شکل و شمایل را تعریف کرد و مانند ماسوله و ابیانه راه گردشگران داخلی و خارجی را هموار کرد. اما آنچه مسلم است این که این گونه میراث داری بدون برنامه های هدفمند، دراز مدت و فکر پویا راه به جایی نخواهد برد.


... دانلود مستند ابیانه ...

مستند ابیانه

کارگردان:مهدی قربانی زاده ابیانه

محقق:لیلا شبگرد ابیانه

نویسنده:محمد ابراهیمیان

گوینده:بهروز رضوی

قسمت اول:عزاداری عاشورا و تاسوعا در ابیانه

لینک دانلود:

http://rapidshare.com/files/431186952/AVSEQ04.DAT


... تصاویر ماهواره ای ابیانه ...

برای مشاهده تصاویر روی نوشته ها کلیک کنید.

 تصویر 1

 

تصویر 2

ادامه مطلب

... دانلود مستند ابیانه ...

مستند ابیانه

وانوش وارطانیان

23 دقیقه

لینک دانلود:

http://rapidshare.com/files/431151446/AVSEQ01.DAT


معرفی کتاب

 

مولف علی اکبرارشدی ابیانه
  انتشارات مرسل
سایر مولفین
رده بندی موضوعی تاریخ و جغرافیا
تعداد صفحات 56 صفحه
قیمت 15000 ریال
قطع رقعی
نوبت چاپ 2
سال انتشار 1387
شمارگان(تیراژ) 3000 نسخه
شابک 964-8288-12-4
وضعیت پرفروش بلی

 

 

کتاب«جغرافیای ابیانه» به جغرافیای تاریخی و باستانی روستای ابیانه می‌پردازد؛ روستایی که معماری بومی و تاریخی آن باعث شده است در زمره استثنایی‌ترین روستاهای ایران و جهان به شمار آید.
 علی اکبر ارشدی ابیانه، کارشناس ارشد جغرافیای طبیعی در مقدمه کتاب نوشته است: علاقه وافری که نسبت به زاد و بوم ابیانه دارم و بازدید بیش از 50000 نفر در سال از این روستا به دلیل تمدن کهن و باستانی، مرا بر آن داشت تا راجع به جغرافیای زادگاهم کلماتی را بر صفحه بیاورم و آن را به دوستداران این مرز و بوم و کسانی که علاقه‌مند به موضوعات جغرافیایی هستند، تقدیم کنم.

وی می‌نویسد: مردم ابیانه اعتقاد دارند نیاکانشان در دوران گذشته در دهکده «گهبالا» که در غرب ابیانه قرار گرفته است، سکونت داشته‌اند و در مکان فعلی ده، چاهی حفر می‌کنند که قناتی بسازند. در حین کندن چاه، از مقنی پرسیده‌اند که چاه آب داره یا نه(او داره یا نه)  و این پرسش کم‌کم به نام ابیانه تغییر شکل یافته است. اگرچه این حکایت  در باور مردم کهن ابیانه وجود دارد، اما ممکن است نام این روستا، ریشه و معنایی جز آن داشته باشد.

این کتاب می‌کوشد به بررسی همه جانبه تاریخ و آداب و سنن این روستا؛ هر چند فهرست‌وار بپردازد و برای کسانی که می‌خواهند در این روستا پژوهش کنند، راه‌گشا باشد.

مولف معتقد است که از تاریخ و قدمت ده ابیانه اطلاعاتی دقیق در دست نیست ولی نوع معماری، نحوه معیشت، لهجه و لباس مردم آن، از قدمتی کهن و تاریخی قدیمی حکایت می‌کند.

این کتاب در چهار بخش تنظیم شده است که فصل نخست به کلیات، تاریخچه و موقعیت جغرافیایی ابیانه اختصاص دارد. فصل دوم نیز جغرافیای طبیعی، توپوگرافی و زمین‌شناسی منطقه ابیانه، تشکیلات منطقه، حرکات کوه‌زایی، سنگ‌های آتشفشانی، سنگ‌های نفوذی، واحدهای آبیاری، سلخ‌بندی، پوشش گیاهی را دربردارد.

فصل سوم کتاب به جغرافیای سیاسی و انسانی، تقسیمات ده، جمعیت، مهاجرت، مسکن، دین، اعتقادات، جشن‌های مذهبی، ازدواج، عزاداری، مرگ، لباس، زبان و لهجه، طرز زندگی، ادبیات عامه‌پسند و مثل اختصاص دارد.

فصل چهارم کتاب نیز جغرافیای اقتصادی، سازمان‌ها و موسسات خدماتی و اجتماعی ابیانه، نحوه مالکیت و فعالیت اقتصادی مردم، کشاورزی، دامداری، پرورش ماهی قزل‌آلا، معادن و راه‌ها را دربردارد.

روستای ابیانه در فاصله 50 کیلومتری جاده کاشان-نطنز در دامنه‌های سلسله جبال کرکس وجود دارد. طول این جاده 22 کیلومتر است و در دره‌ای سرسبز و جذاب قرار گرفته است. در امتداد این دره و به دنبال روستاهای هنجن، یارند، کمجان، برز و طره، روستای شگفت‌انگیز ابیانه با جلوه‌ای فاخر و اصیل در دامنه قرمز رنگ کرکس واقع شده است.

چاپ اول کتاب «جغرافیای ابیانه»  به قلم علی اکبر ارشدی ابیانه در شمارگان 3000 نسخه و بهای 15000 ریال به کوشش انتشارات مرسل منتشر شده است.

 

http://www.morsalpub.com


// روستای تاریخی ابیانه //


كد ماوس